عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 52
طبقات الصوفية ( فارسي )
را ديده بود و سه بار به سير باديه رفته بود . نه تنها او كه همه چشتيان با اخلاص و بىريا بودند و هيچگونه سستى را در شرع روا نمىداشتند و در امور شرع از خلق بىباك بودند 54 و شايد به دليل اين ويژگىها بود كه چشتيان مورد توجه و علاقه پير هرات بودند . در طبقات الصوفية اطلاعاتى دربارهء رفتار آنان با يكديگر آمده است 55 . داستان ماليدن شيخ احمد چشتى موى سپيد خود را به پاى شيخ الاسلام كه در مقامات و نفحات آمده است با تفصيل بيشتر در طبقات الصوفية آمده است 56 و جز اين در اين كتاب دو بار هنگام شرح احوال با حامد دوستان از شيخ احمد چشتى ياد شده است و از ديدار او با حامد دوستان سخن رفته است . احمد چشتى داستان آب آشاميدن با حامد دوستان و صبر كردن او را در نوشيدن به سبب آب خوردن مگسى ، براى خواجه عبد اللّه نقل كرده است 57 . بو نصر احمد حاجى يكى ديگر از مشايخى كه پير هرات او را ديده و حكايات و احوال مشايخ را از وى شنيده بود ، بو نصر احمد حاجى است . وى بنا به گفته جامع مقامات و جامى ، از پيران خواجه عبد اللّه بوده است و حصرى و ابو الحسين طزرى و مشايخ ديگر را ديده است 58 . حكايت رفتن او با شيخ شاه به ديدار حصرى كه در مقامات و نفحات آمده است در نسخهء « د » طبقات الصوفية نيز آمده است 59 و جز آن حكايت ديگرى از زبان او درباره ابو الحسين طزرى در طبقات الصوفية نقل شده است 60 . شيخ بو سلمهى باوردى نام وى ابو القاسم بشر بن محمد بن عبد اللّه بن عبيد اللّه الخطيب ، الصوفى ، السياح الابيوردى است و بنا بر مندرجات مقامات و نفحات يكى از پيران خواجه عبد اللّه انصارى . وى به پيرى و سالمندى ستوده شده است . مشايخ بسيارى چون ابو عبد اللّه